محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

581

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

[ كوه مشرف بر شهر است ] وبالاى آن دژى [ شگفت‌انگيز ] است كه چشمهء آبى روان دارد . هنوز گنجينه‌هاى شاهان در آنجا هست . * زيز : شهري كوچك در كوهستان در كنار رود « طاب » « 1 » است . نان را در آنجا هشت من ، به من آنجا ، به يك درم خريديم . گوشت وو گوز وميوه در آن ارزانست . جامع نيكوى آن به سال 367 ساخته شده است . [ به سال 368 كه من آنجا بودم هنوز آن را مىساختند . چشمه‌هائى نيز دارند ] . اردستان : از آن شهرها بزرگتر ودر سوى [ مرز ] كوير است ، بازارهاى زيبا وجامعي آباد وپيران وفقيهان دارد . در سرزمينى سفيد همچون « آرد » ساخته شده ونام از آن گرفته است [ دژ آن بر سر راه « عسكر » است ] . كاشان « 2 » : شهري نامور ، كهن ساز در مرز كوير است . پيرامن آن كشتزارها آباد كاريزها فراوان دارد . در ساختن قمقمه « 3 » ماهرند . من در آنجا گونه‌اى « طلخون » « 4 » ديدم نرم همچون « مرسين » كه مانندش نديده بودم . مركز « هلو » ى « 5 » خوب است . عقربها شگفت‌انگيز دارد . شنيدم كه

--> ( 1 ) تاب روديست كه از سميرم خاسته مرز فارس وخوزستان را نشان مىدهد ( از لغتنامه ) ( 2 ) متن : قاشان . ( 3 ) متن : القماقم كوزهء فلزين . ( 4 ) شايد معرب ترخون ، تلخون ، گونه‌اى سبزى خوردنى ( از لغتنامه : ط 205 : ستون 3 : 27 ) ( 5 ) متن : خوخ .